قطعی‌های آب و برق در ایران؛ بحران زیرساخت یا ابزار فشار سیاسی؟

قطعی‌های آب و برق در ایران؛ بحران زیرساخت یا ابزار فشار سیاسی؟

در روزهای گرم تابستان ۱۴۰۴، بار دیگر مسئله‌ قطعی‌های گسترده آب و برق در ایران به تیتر اول رسانه‌ها و دغدغه‌ اصلی خانواده‌ها، مشاغل و صنایع تبدیل شده است. با افزایش دمای هوا و فشار بیش از حد بر شبکه‌ی فرسوده‌ی انرژی کشور، هزاران نفر در شهرهای مختلف، به‌خصوص در مناطق جنوبی و مرکزی ایران، روزانه با قطعی‌های چندساعته مواجه‌اند. اما آیا این تنها یک بحران فنی است؟ یا در لایه‌های زیرین آن، باید به دنبال دلایل سیاسی و ساختاری عمیق‌تری بود؟

تصویری از خاموشی خیابان‌های تهران در تابستان 1404 همراه با اعتراضات پراکنده

زیرساخت‌های فرسوده و مصرف غیرمنطقی

اولین علت قابل مشاهده، ضعف زیرساخت‌های تولید، توزیع و مدیریت انرژی است. نیروگاه‌های برق با ظرفیت‌های پایین، شبکه انتقال ناکارآمد و هدررفت انرژی در مسیر تولید تا مصرف، همگی موجب می‌شوند کوچک‌ترین افزایش مصرف، سیستم را با بحران روبرو کند.

همزمان، الگوهای مصرف نیز به‌شدت غیربهینه هستند. نبود فرهنگ‌سازی مناسب، یارانه‌های غیرهدفمند و قیمت پایین انرژی، مصرف خانگی و صنعتی را به سطوحی رسانده‌اند که حتی در کشورهای توسعه‌یافته نیز غیرعادی تلقی می‌شود.

خشکسالی و بحران آب؛ حلقه‌ی گم‌شده

اما شاید جدی‌ترین حلقه در این زنجیره، بحران آب باشد. بسیاری از نیروگاه‌های برق در ایران برای خنک‌سازی به آب وابسته‌اند. با خشکسالی شدید، افت سطح سدها و کاهش جریان رودخانه‌ها، تولید برق در تابستان کاهش چشمگیری یافته است. این موضوع به‌طور مستقیم بر قطعی برق تأثیر می‌گذارد و در عین حال، تأمین آب شرب را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

سیاست‌زدگی بحران‌ها

نکته‌ای که نباید از آن غافل شد، استفاده ابزاری و سیاسی از بحران‌هاست. در شرایطی که افکار عمومی به‌شدت نسبت به وضعیت اقتصادی و فشارهای معیشتی حساس شده‌اند، برخی نهادها با سوء‌استفاده از بحران انرژی، آن را به گردن مردم، دشمن خارجی یا تحریم‌ها می‌اندازند. این در حالی است که بخش زیادی از مشکل، ریشه در سوءمدیریت، فساد ساختاری و اولویت نداشتن توسعه پایدار دارد.

از سوی دیگر، برخی تحلیل‌گران بر این باورند که این قطعی‌ها می‌تواند بخشی از یک فشار کنترل‌شده برای سرکوب اعتراضات بالقوه یا محدودسازی ارتباطات اجتماعی در فصول داغ سیاسی کشور باشد.

اثر بر اقتصاد و تولید

یکی از مهم‌ترین تبعات این قطعی‌ها، تعطیلی کارخانه‌ها، آسیب به خط تولید و افت بهره‌وری اقتصادی است. در شرایطی که صنایع کوچک و متوسط به دلیل رکود اقتصادی در مرز ورشکستگی هستند، قطعی‌های پیاپی برق می‌تواند تیر خلاصی بر پیکر نیمه‌جان تولید باشد. بخش خدمات، آموزش آنلاین و حتی بیمارستان‌ها نیز به‌شدت از این مسئله آسیب می‌بینند.

راه‌حل کجاست؟

پاسخ روشن است اما اجرای آن دشوار؛ بازنگری کامل در سیاست‌های انرژی، حذف یارانه‌های کور، آموزش مصرف بهینه، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر و شفاف‌سازی ساختارهای تصمیم‌گیری. بدون اراده‌ای جدی برای اصلاحات اساسی، هر تابستان، بحرانی جدید و اعتراضاتی تکراری در انتظار کشور خواهد بود.

نظرتان راجع به این نوشته

شاید این نوشته نیز مورد علاقه شما باشد

دیدگاه کاربران در رابطه با
قطعی‌های آب و برق در ایران؛ بحران زیرساخت یا ابزار فشار سیاسی؟
بستنباز کردن